تبليغاتX
آواي تازه
روزنامه شرف را بستند. بیش از ۱۵۰ نفر بی کار شدند. حال بسیاری گرفته شد. ۱۵۰ نفر به حال زار خود می گریند. ۱۵۰ نفر تا اطلاع ثانوی نمی توانند به قلم زدن بپردازند. چرا؟! چون آنها را از نان خوردن انداخته اند.

روز دو شنبه در حالی که منتظر شنیدن تحولات تازه در حیطه روزنامه نگاری خود بودم ساعت ۱۰ صبح دوستی به من تلفن زد و خبر داد روزنامه شرق بسته شد. چرا؟! به چه جرمی؟! برای چه؟! دلیل بستن روزنامه را مصاحبه با یک هم جنس باز اعلام کرده بودند. نمی دانم آیا می توانیم از یک نفر بپرسیم آقا یا خانم شما همجنس باز هستید یا خیر چون می خواهیم با شما مصحابه کنیم؟ اما روی دیگر سکه نیز وجود دارد و ان این که داستان به همین سادگی ها هم نیست. داستان حال و روز روزگار غریب ما است. روزگاری که هم از غریبه ضربه می خوریم و هم از غیر غریبه. روزگار غریبی است. چه سخت حالی آن مردمی دارند که هم از دشمن خود می خورند و هم از دوستان خود و هم از کسانی که آنها را از خود نمی دانند. روزگار غریبی است. بسیار غریب. بسیار بسیار غریب...

+ نوشته شده توسط علي موسوي در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 و ساعت 13:18 |